خانه » شهدای جنگل آمل » درگیری ۱۸ آبان سال ۱۳۶۰ جنگل آمل
کانال تلگرام حماسه آمل

درگیری ۱۸ آبان سال ۱۳۶۰ جنگل آمل

 

درگیری ۱۸ آبان در شرایطی اتفاق افتاد که سربداران نقشه ی حمله به آمل را با در نظر گرفتن تمامی اصول و رعایت جوانب اطلاعاتی رسم کرده بودند براساس این نقشه قرار بود با استفاده و رعایت کامل اصل غافلگیری،مخفیانه وارد آمل شوند و به تصرف مقرها و شهر اقدام کنند به همین منظور مقداری مینی بوس و وانت را از مردم گروگان میگیرند و از شب ۱۷ آبان تعدادی از اتومبیل ها وارد جنگل می شوند. آخرین ماشین گروگان گرفته شده در حالی که از جاده ی امامزاده عبدالله برده شد یکی از بسیجی های بومی به آن مشکوک شده و برای ارائه ی گزارش خود را به سپاه رساند. در زمانی که قرار بود سربداران از مقر کمپ ها حرکت کنند تا به ابتدای جاده ی امامزاده عبدالله برسند و آنگاه با اتومبیل های گروگان گرفته شده فاصله ۱۰-۱۲ کیلومتری به آمل را طی کرده و به شهر برسند، یک تیم شناسایی مرکب از دو نفر از پاسداران سپاه و یک پاسدار کمیته و نیز یک نفر بسیجی به محل مشکوک رسیدند.

بعد از آگاهی سپاه آمل از خبر اقدام به تکمیل اطلاعات و پردازش آن نموده تا در صورت صحت خبر نسبت به دستگیری آنان اقدام کنند. لذا سه نفر از پاسداران سپاه و کمیته در ابتدای جاده جنگلی مستقر شده تا در صورت بازگشت نیسان، بازرسی از وسیله نقلیه و سرنشینان آن به عمل آورند در همین حین گروه جلودار سربداران به تعداد سه نفر از جنگل به سمت جاده در حرکت بودند.

(( روز ۱۸ آبان حوالی ظهر پس از آنکه عکس های جمعی گرفته شد، همگی به سمت تقاطع جاده ی دکل ها با جاده ی امامزاده عبدالله به راه افتادیم، یعنی جایی که ماشین ها گردآوری شده بود. حدود ساعت ۴ بعدازظهر بود که آخرین دسته ها به این مکان رسیدند. این مساله تقریبا همزمان بود با پیچیدن آخرین مینی بوس صادر شده به سمت جنگل. یک گروه گشتی سپاه که به تازگی در آن منطقه شروع به کار کرده بود، مینی بوس را دید آنها که سه نفر بودند پیاده شدند تا ببینند چه خبر است، ماهم به فکر اصل غافلگیری بودیم آنها زودتر جنبیدند و شروع به تیراندازی کردند،بهنام رودگری(باقر) در این درگیری جان باخت))

یک نفر بسیجی با اصرار زیاد، سلاح را از پاسداری( سرگروهی که سه نفر پاسدار را در ابتدای جنگل برای بازرسی وانت نیسان مستقر کرد، خود در حال بازگشت به سمت سپاه بود) گرفته و به درون جنگل از راه میان بر حرکت کرد تا خود را به سربداران برساند وقتی با کمین روبرو شد بی درنگ سنگر گرفت و به سوی فرمانده گروه پیشرو (باقر) تیراندازی کرد و باقر کشته شد و پس از تیراندازی و درگیری با دو نفر دیگر، خود نیز به شهادت رسید.

دونفر باقی مانده از گروه پیشرو به کاک اسماعیل خبر دادند فرمانده ی نظامی جنگل که بر اصل غافلگیری اصرار داشت، با درگیر شدن گروه پیشرو با پاسداران، اصل غافلگیری آنها نقض گردید، لذا دستور داد نیروها به داخل جنگل برگردند

همزمان با حرکت نیروها به سمت جاده ی امامزاده عبدالله یک تیم عملیاتی به سمت پاسگاه کرسنگ عزیمت نمود و در ساعت حدود ۵ بعدازظهر جاده ی هراز را با تنه ی درختان بزرگ و به روایتی با ماشین های سنگین بستند و با تیراندازی تیربار در بالای تپه، رعب و وحشت مسافران و رانندگان را ایجاد نمودند.

گروه دیگری از سپاه آمل به منظور برطرف نمودن راه بندان، عازم منطقه ی درگیری در کرسنگ شد و زمانی به محل حادثه رسید که فرمانده کل سربداران از طریق بی سیم به تیم عملیاتی راه بندان هراز خبر درگیر شدن و شکست طرح حمله به شهر را داد. تیم راه بندان در حال بازگشت به مقر و عقب نشینی تیراندازی های بی هدف را تا مدت ها پس از خارج شدن از معرکه ی درگیری ادامه داد.

سردار شعبانی می گوید: در غروب روز ۱۶/۵/۶۰حاج آقا صالحی از دفتر آیت الله جوادی، تلفنی به من اطلاع دادند حضرت آیت الله بنا دارند به سپاه تشریف بیاورند. این تعامل بین سپاه و روحانیت از قبل وجود داشت. حضرت آیت الله حسن زاده، آیت الله جوادی، حاج آقا یوسفیان امام جمعه، و دیگر شخصیت های مذهبی به سپاه تشریف می آوردند. راس ساعت ۵بعدازظهر حضرت آیت الله جوادی به سپاه تشریف آوردند. اینجانب گزارشی از وضع امنیتی شهر و مناطق آلوده ی جنگل از روی نقشه به ایشان ارائه دادم و به وسیله ی نقشه به طور کامل حرکات ، اهداف و مواضع اتحادیه و موقعیت کمونیست ها را در گزناسرا، منگل دره و… برای ایشان توضیح دادم حضرت آیت الله با دقت گزارش را می شنیدند در پایان از من سوال کردند: طرح و تدبیر شما برای مقابله چیست؟ عرض کردم قرار است عده ای از حزب اللهی های شهر را مسلح کنیم همچنین نیروی پاسدار بیشتری به گشت خودرویی و پیاده در شهر باشند و در نقاط حساس شهر هم مثل بازار و … نیروهای بیشتری را به صورت نامحسوس مستقر کنیم و …

ایشان در پایان به من فرمودند:مگر نمیگویید که مهاجمین در جنگل هستند و از آنجا می آیند و محیط شهر را ناامن میکنند و می روند چرا شما میخواهید در داخل شهر دفاع کنید و نیرو بگذارید، همانطور که آنها آمده اند شهر را ناآرام کرده اند شما هم بروید محیط داخل جنگل آنها را نابود کنید و بهتر است که شما هم به درون جنگل بروید

ایشان پس از پذیرایی ازسپاه رفتند من فردا صبح به مرکز فرماندهی منطقه ۳(چالوس) رفتم و در کمیسیون عملیات قرارگاه حضرت ابوالفضل(ع) تدبیر آیت الله جوادی را مطرح کردم که مطلب قابل تعمقی بود و مباحث زیادی در جلسه مطرح شد نهایتا مقرر شد پیرامون این موضوع طرح تهیه شود ودر جوانب در طرح دیده شود.

به هر ترتیب قرارگاه حضرت ابوالفضل(ضد شورش) به استعداد ۱۶۵ نفر  درون جنگل مستقر شدند و با احداث پایگاه های عملیاتی درون جنگل در روستای محمداباد ، تپه سنگ درکا، پیته، رزکه و … فعال شدند که این اقدام باعث شد منطقه عملیاتی سربداران( منگل دره) تجزیه شود

[/highlight]

 

[/highlight]

 

همچنین ببینید

بخش های از درگیری و اتفاقات ۲۰ آذر سال ۱۳۶۰ در جنگل آمل | اختصاصی حماسه آمل

برگرفته از کتاب جبهه ی سوم / مهدی خانی صفحات ۲۱۶ – ۲۱۷ – ۲۱۸ …

شهدای جنگل آمل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *