خانه » شهدای 6 بهمن » شهید سید حبیب الله حسینی
کانال تلگرام حماسه آمل

شهید سید حبیب الله حسینی

او معتقد بود که نباید هیچگاه تن به ذلت داد و نیز معتقد بود که باید با خونمان درخت انقلاب اسلامی را آبیاری کنیم . بر این اساس وارد میدان نبرد با دشمنان خدا گشت و عاشقانه و خالصانه با مزدوران آمریکایی جنگید تا در این راه نیز جانش را فدا نمود

شهید حسینی در سال ۱۳۳۹ در روستای بی نمط آمل به دنیا آمد . در سن ۷ سالگی وارد مدرسه شد و تا دوم نظری درس خواند و بعد ترک تحصیل نمود . در تمام مدت زندگی اش برای اسلام فداکاری کرد تا سرانجام به سبب علاقه به اسلام و حفظ دستاورد های انقلاب اسلامی وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گردید . وی مسئول کتابخانه و انجمن اسلامی بی نمط و همچنین از اعضای فعال سازمان فدائیان اسلام در آمل بود . هنگامی که از آمل به روستا آمد مجالس مذهبی تشکیل داد و مردم را آگاه و ارشاد کرده و وظایفشان را برای حفاظت انقلاب اسلامی بیان می کرد .

شهید حسینی که در مکتب حسینی تربیت یافته و واقعا درسی را که امام بزرگوارش به او تعلیم داده بود فرا گرفته بود . او معتقد بود که نباید هیچگاه تن به ذلت داد و نیز معتقد بود که باید با خونمان درخت انقلاب اسلامی را آبیاری کنیم . بر این اساس وارد میدان نبرد با دشمنان خدا گشت و عاشقانه و خالصانه با مزدوران آمریکایی جنگید تا در این راه نیز جانش را فدا نمود . روح پر فتوحش به ملکوت اعلاست و نامش زنده است همچنان که نام امام حسین ( ع ) زنده است . او زنده است تا تاریخ زنده است .

وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا .

از مومنین مردانی هستند که صادقانه به آنچه با خدای خویش عهد بستند وفا کردند پس برخی از آنان شربت شهادت نوشیدند و برخی دیگر در انتظارند و تغییر رای نداده اند . ما از آن خداییم و بازگشتمان به سوی اوست . پس چه بهتر که این مسیر را در راه او طی کنیم تا خداودن راضی باشد .

با سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی و این فرزند شجاع فاطمه زهرا ( س ) و بر پدر و مادر عزیزم که من را به راه خدا هدایت کردند و مرا به سوی او روانه کردند . سلام بر مردم سلحشور و شهید پرور ایران که فرزندان خویش را به راه اسلام فدا کردند و خود همیشه در صحنه هستند و گوش به حرف رهبر انقلاب و بیباکانه در مقابل دشمنان اسلام ایستاده و هیچگونه بهانه ای ندارند .

پدر و مادر عزیزم وصیت نامه خود را در یکی از سنگرهای جبهه مریوان در حال مبارزه با کافران بعثی و ضد انقلابیون داخلی کشور می نویسم . من با میل و رغبت داوطلبانه به این جهاد مقدس آمده ام تا پوزه ی این ابر جنایتکاران را به خاک بمالیم و حق مظلومام گیتی را از ظالمان بگیریم .

ما دنباله نهضت امام حسین ( ع ) را گرفته و با روش آن حضرت پیش می رویم و همه عالم می دانند که دشمنان انقلاب ما روش یزید و معاویه را پیش گرفتند و در مقابل حسین زمان، امام خمینی ایستاده اند . اما گویا این عالمان به گفته قرآن مجید ( صم بکم عمی فهم لا یرجعون ) هستند و اصلا نمی خواهند فرصت فکر کردن را به خود بدهند تا حق را از باطل تمیز دهند . ای خدا تو از تمام اندرون قلبم آگاهی که از روی صدق و صفا سخن می گویم و همه تلاشم برای گرفتن حق مستضعف از مستکبر و دفاع از اسلام در مقابل کفر است وگر نه در مدت یک سال ۳ مرتبه به جبهه جنگ نمی آمدم تا طلب شهادت کنم . پس جانم و خونم را فقط فدای تو می کنم چون ما متعلق به تو هستیم و پیش پدر و مادر خود یک امانت سپرده شده ایم . خدایا این تویی که به ما نیرو می دهی که مانند آهو از این کوه به آن کوه بالا می رویم تا دشمن نادان و دست نشاندگان شرق و غرب یارای نفوذ در خاک کشور اسلامی را نداشته باشد . همان کشوری که علی ( ع ) درباره اش می فرماید « به خدا روزگاری بیاید که ایرانیان چنان برای احیای اسلام راستین بر سر شما ملت عرب کافر بکوبند که دمار از روزگارتان در بیاورند » ای کوردلان چرا شما نمی خواهید دینی را یاری دهید که از سرزمین شما برخاسته است و انوار زرینش بر افکار عالم پرتو افشانی نموده است لاکن شما مانند خفاشان از نور آن گریزانید و قدر آن را نمی دانید .

من سخنی با برادران و خواهرانم دارم . بر شماست این انقلاب را یاری کنید گوش به حرف رهبر انقلاب باشید . در مقابل منافقان و کافران ایستاده و آنها را فرصت اغتشاش ندهید . در مقابل سختی های انقلاب استقامت و پافشاری کنید چون خدا صابران در راه خود را دوست می دارد و راه شهیدان را ادامه دهید . نگذارید این خون با عظمت شهدا پایمال گردد و همیشه به یاد خدا باشید چون یاد خدا دلها را آرامش می بخشد و از تمام خانواده ام می خواهم گریه برایم نکنید . اگر گریه ای می خواهید بکنید برای امام حسین ( ع ) بکنید . در ضمن پدر عزیزم حقوقی از طرف من به شما می رسد یک قسم آن را برای صرف خرج زندگی خودتان کنید و نصف آن را به دو قسمت کنید یک قسم آن را برای سخنرانی استادان بزرگ که برای ارشاد به روستای ما می آورید ، به هر اندازه ای که می توانید کمک به کتابخانه اسلامی کنید و کتاب خوبی برای کتابخانه بیاورید . قسمت دوم در اختیار خودت باشد و در هر راه اسلامی خرج می کنید بکنید . خودتان ان شاء الله بهتر می دانید در چه راهی خرج کنید .

والسلام

همچنین ببینید

در ۶ بهمن سال ۶۰ در آمل چه گذشت؟

چه اشکالی دارد که این حماسه را بچه‌های ما در کتب درسی مانند درس دهقان فداکار بخوانند

چرا آمل را شهر هزار سنگر نامیدند؟

یکی از ابتکارات جالب نیروهای بسیجی در نبرد با دشمن این بود که پشت یک …

یک دیدگاه

  1. شهدا شرمنده ایم …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *